هاوار!!…”زون”را با چه خطی بنویسم!؟!
سپتامبر 2, 2010 نوشتن دیدگاه
عزت اله علی پور :
…وقتی لبریز از مقام ها و مویه های زخمی پدر است و «تَمدار بِیت»* های غمگنانه ی مادر، وقتی تن و باطن و حال و هوای هميشگي شاعرانه اش بومی ست، وقتی یا هر وقتی دیگر، چه می دانم درونش آشوب شعر می شود و دلش له له می زند برای چیدمان چند واژه شاعرانه و شعر امان از دل و دستش می برّد، سلانه سلانه راه می افتد و کلمات بومی اش را کنار هم می چیند و مي چيند…….اين جا شعر شروع مي شود و شاعر بومي سرا تکرار کنان بیت بیت سروده هایش را شفاهن در دایره ی ذهن و زبان خود می چرخاند وضبط مي كند. اما همین شاعر بومی وقتی می خوا هد همان چند بیت چیدمانی بومی را به نام شعر ياد داشت كند، با تمام شعور شاعرانه، چرخی می زند و برگه را میان مشت عصبی اش مچاله کرده جار می زند كه ، های !.. مدعیان زبان و ادبیات فولکلور،»زُون»را ،»زُون»خودم را با چه خطي باید بنویسم!؟!
عزت اله علی پور :
…وقتی لبریز از مقام ها و مویه های زخمی پدر است و «تَمدار بِیت»* های غمگنانه ی مادر، وقتی تن و باطن و حال و هوای هميشگي شاعرانه اش بومی ست، وقتی یا هر وقتی دیگر، چه می دانم درونش آشوب شعر می شود و دلش له له می زند برای چیدمان چند واژه شاعرانه و شعر امان از دل و دستش می برّد، سلانه سلانه راه می افتد و کلمات بومی اش را کنار هم می چیند و مي چيند…….اين جا شعر شروع مي شود و شاعر بومي سرا تکرار کنان بیت بیت سروده هایش را شفاهن در دایره ی ذهن و زبان خود می چرخاند وضبط مي كند. اما همین شاعر بومی وقتی می خوا هد همان چند بیت چیدمانی بومی را به نام شعر ياد داشت كند، با تمام شعور شاعرانه، چرخی می زند و برگه را میان مشت عصبی اش مچاله کرده جار می زند كه ، های !.. مدعیان زبان و ادبیات فولکلور،»زُون»را ،»زُون»خودم را با چه خطي باید بنویسم!؟!
حق دارد اگر شاعر بومی سرا شانه اش خالی شود از شعر و بد و بی راهی هم عاید این و آن کند، حق دارد وقتي با نیم نگاهی به چپ و راست، می بیند هر کسی را خطی و رسمی ست الا او!…
بله-با تاسف باید گفت نداشتن رسم الخط ، هم شاعران بومی سرا را شعر زده وکلافه کرده است، هم مخاطبان هميشگي و مشتاقان شعر بومي را.
این بار باید چگونه و به کدام سمت قلم چرخاند؟ طرف بی تفاوت این طیف شاعران و مخاطبان محدودشده، چه کسی یا چه کسانی هستند؟آيا مسولان اداره های ارشاد استان ها و شهرهاي تابع و…؟ یا مدعیان به ظاهر جدی زبان وادبیات بومی؟
وقتی پای پراکندگی و حساب و کتاب قوم لر و زبان و فرهنگ لری به میان می آید، از لرستان خودمان گرفته تا بخش عظیمی از لرهای مقيم استان ایلام- کرمانشاه- همدان-مركزي و لرهای بختیاری خوزستان- چهار محال بختياري- اصفهان- کهگیلویه و بویر احمد و غیره و غیره، باید با کلی شرم و شکایت جدّن جِرّت بگیرد و جارت درآید ازین همه بی تفاوتی و بی خطی!
ما همیشه شفاهن حرف می زنیم- شفاهن هم دیگررا قبول داریم- شفاهن دور هم جمع می شویم و نشست های تخصصی ویترینی آن چنانی می گیریم -شفاهن به نتیجه می رسیم و همه چیزمان مثلا حل است و هیچ مشکلی نداریم و شفاهن هیچ کاری نمی کنیم!…..شفاهن، شفاهن، شفاهن خدا شفای مان دهد از این همه شفاهی و دست روی دست گذاشتن ها و نسشت هاي ویتریني خوش زرق و برق و نداشتن خطي مشخص.
شفاهن بياييم و به جاي اين هممه شفاهي كاري ،باوجود بزرگاني كه دراين عرصه داريم، فكري به حال رسم الخط اين زبان بي زبان ساده ي اجدادي مان بكنيم.يعني زبان لكي و لري كه سال هاي سال تا كنون، در يك خط و زير يك » داوار» كنار خوب و بد هم زيسته اند.زباني كه بي تعارف امروزه دارد زير آواري از جوك ها و متلك هاي ديگران دست و پا مي زند و ملتمسانه چشم به چشم صاحبان اصيلش دوخته و شايد فرجي….شايد….! شفاهن بیاییم و به خود بالیدن و شاخ و شانه کشیدن های دروغین را کنار بزنیم و از تعصب و توجه کُردنشینان کُردواری، به زبان و فرهنگ و داشته های شان، بیاموزیم و آفرين بگوييم.بياموزيم كه اندک سرمایه داران شان با جان و دل، جان و دل می دهند و هزینه می کنند برای همین داشته هايي كه دارندوايجاد تريبون مي كنند براي هنرمندان بومي خود و الي آخر… آفرین بگوییم، که امروزه خط – زبان- موسيقي و آداب و رسوم شان دارد کم کم ، زبان و فرهنگ و…ما را هم تحت پوشش خود قرار می دهد و ما را مجبور به کتابت و اطاعت(اطاعت اختیاری) از خود مي كند و…
نمی خواهم سر این قصه را دراز کنم و وارد حاشیه و گیر و گلایه های کلیشه ای همیشگی شوم.خلاصه خط آخراينكه-اين خط واين نشان-گذشته ها گذشت و ما وشاعران ودوستداران زبان بومي ، هم چنان چشم به راهيم كه مسولان عزيز ارشاد اسلامي، با دعوت و خواستن از بزرگان ادبيات بومي اين استان و سايرين،به حرمت شعر وشاعران بومي سراي لكي ولري هم كه شده،آستيني بالا بزنند وفكري به حال رسم الخط اين زبان به جا مانده از قافله كنند……..
پانوشت
تمدار= دار قالي
* تمدار بيت :ابيات و ترانه هاي عاشقانه ي محلي كه زنان ايلياتي هنگام كار در پاي دار قالي يا گليم همخواني كرده يا به تنهايي مي خوانند.